الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ( تدوين سيد محمد عبد الله زاده )

59

گفتار معصومين ( ع ) ( فارسى )

از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه : « إنَّما الأعْمالُ بِالنِّيّاتِ ، وَلِكُلِّ امْرِىءٍ مانَوى ؛ هر عملى بستگى به نيّت فرد دارد ، وبهرهء هر كس براساس نيّتى است كه در عمل دارد » . « 1 » در توضيح اين حديث آمده است ؛ آن كس كه براى خدا جهاد كند اجرش بر خداوند بزرگ است ، و كسى كه براى متاع دنيا حتّى نيّت به دست آوردن « عقال » ( طناب كوچكى كه پاى شتر را با آن مىبندند ) پيكار كند ، بهره‌اش فقط همان است . اينها همه به خاطر آن است كه « نيّت » هميشه به عمل شكل مىدهد ، آن كس كه براى خدا كارى انجام مىدهد ، تمام تلاشش اين است كه مردم از آن بهرهء بيشترى گيرند ، ولى كسى كه براى تظاهر و رياكارى عملى انجام مىدهد ، به بهره‌گيرى نيازمندان اهمّيت نمىدهد . جامعه‌اى كه به رياكارى عادت كند ، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملكات فاضله دور مىشود ، بلكه تمام برنامه‌هاى اجتماعى او از محتوا تهى مىگردد . روايات در نكوهش ريا بسيار زياد است . پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « سَيَأْتي عَلى النّاسِ زمانٌ تَخْبثُ فيهِ سَرائِرُهُمْ ، وَتَحْسُنُ فِيهِ عَلانِيَتَهُم ، طَمَعاً في الدُّنْيا ، لايُريدونَ بِهِ ما عِنْدَ رَبِّهِمْ ، يَكُونُ دِينُهُمْ رِياءاً ، لايُخالِطُهُمْ خَوْفٌ ، يَعُمُّهُمُ اللَّهُ بِعِقابٍ ، فَيَدْعُونَهُ دُعاءَ الغَريقِ فَلايَستَجيبُ لَهُمْ ؛ زمانى بر مردم فرا مىرسد كه به خاطر طمع در دنيا باطنهاى آنها زشت و آلوده و ظاهرشان زيبا مىشود ، اين در حالى است كه علاقه‌اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند ، دين آنها ريا مىشود ، و ترس خدا ، در دل آنها از بين مىرود ، خداوند همهء آنها را به عذاب سختى گرفتار مىكند ، و هرقدر خدا را مانند شخص غريق بخوانند ، هرگز دعايشان مستجاب نمىشود » . « 2 » پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « إنَّ المُرائى يُدْعى يَوْمَ القِيَامَةِ بِأربعةِ أسْماء : يا كافِرُ ! يا فاجِرُ ! يا غادِرُ يا خاسِرُ ! حَبِطُ عَمَلُكَ ، وَبَطَلَ أجْرُكَ ، فَلا خَلاصَ لَكَ الْيَوم ، فَالْتَمِسْ أجْرَك مِمَّن كُنْتَ تَعْمَلُ لَهُ ؛ شخص ريا كار در روز قيامت با چهار نام صدا زده مىشود : اى كافر !

--> ( 1 ) ميزان الحكمه ، ج 10 ، ص 277 ؛ وسائل‌الشيعه ، ج 1 ، ص 35 ، ابواب مقدّمات العبادات باب 5 ، ح 10 . ( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، باب الرياء ، ح 14 .